...

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت 

      با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را 

    با دست های روشن تو می توان گشود

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

سمته کدوم خدا ؟ خدای من یا تو ؟

بابا بزرگم خدا بیامرز حرف قشنگی میزد ، میگفت خدایا یا ما رو گاو کن یا اینا رو آدم . 

حالا شده حکایت حال ما .

حاج آقا اومده تو برنامه تلویزیونی و در مورد زلزله فرمایش کرده که : زلزله زدگان درس عبرتی هستند برای سایرین . صدقه بدین تا بلایا از شما دور شه . مردم از دولت انتظار کمک نداشته باشن .

خب البته درست فرمودن این مردم بی گناه عبرت ما نشن کی بشه ؟ آقا زاده ها که میلیاردی میدزدن . و صد البته که چه سخن گهر باری : صدقه بدیم زلزله نیاد . چشم . شماها فقط کاری نکنین که بهتون فشار میاد . به دولتم که ربطی نداره . به عمه ی من ربط داره . الان زنگ میزنم بهش میگم رسیدگی کن .

ممنون که ما رو به راه راست هدایت کردی وگرنه چجوری میخواستیم از زمره ولضاااااالین خارج شیم ؟ 


پ.ن : آقایون حضرات ( به جز عده اندک ) شماها چه میفهمین درد یعنی چی ؟ با یه تسبیح میخواین کلِ دنیا رو رو به راه کنین . اول خودتون رو به راه شین خواهشا .



التماس عقل با عشق 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

کتاب باز

سلام. تصمیم گرفتم چند تا از کتابایِ خوبی که این چند وقت اخیر خوندمو بهتون معرفی کنم :

1.مرد صد ساله ای که از پنجره پرید و ناپدید شد 》》داستان در مورد پیرمردیه که در جشن تولد صدسالگیش تصمیم میگیره دست به ماجراجویی بزنه . 

2. باغ آلبالو 》》نمایشنامه ای از آنتوان چخوف . داستان بسیار آرام و بدون هیچ اتفاق خارق العاده ای روایت میشه . اونقدر که از خودتون میپرسین خب که چی ؟ و موضوع دقیقا همینه : تلاش نکردن برای تغییر اطرافمون ... . 

3.یوزپلنگانی که با من دویده اند 》》مجموعه ای از داستان های کوتاه از بیژن نجدی . پر از تصویر پر از حس خوب و پر از جان بخشی هایه زیبا . حتما حتما حتما توصیه میکنم بخونید .

4.ملت عشق 》》رمانی از نویسنده ترک خانم الیف شافاک . داستان عشق مولانا و شمس در دل یه داستانه دیگه . شیوه روایت داستان متفاوت از بقیه رمان هایی هست که تا به حال خوندید ... . مکالمه های شمس با دیگران بی نظیره ... 


♡برنامه کتاب باز رو هم اگه اهل کتاب هستید ببینید . کتابایه خوبی معرفی میشه ... هر شب ساعت هشت از شبکه نسیم .


 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

بشنو از دل

حال به هم زن تر از آدمایِ چاپلوس ،اونایی هستن که از این تعریف تمجیدها لذت میبرن . اینا میرن جزء دسته ژن معیوب ها . 
خداوند ما را از شرشان برهاند ...
آمین ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

جای_خالی_سکوت

تخت 15 بخش جراحی مغز و اعصاب . پسر بیست و سه ساله ای که بیست و دو ماهه فهمیده تومور مغزی داره و تو این مدت شیش بار جراحی شده . الان نمیبینه ، به سختی حرکت میکنه ، ظاهرش مثل قبل نیست ، دانشگاه نمیره و هزار تا مشکل دیگه . تو بخش همه به اسم کوچیک صداش میکنن و  این یعنی خیلی وقته که بستریه . همه ی مریضا یه طرف و این طاها یه طرفه دیگه . با پدرش که حرف میزدم میگفت طاها حرف دکترا رو قبول نداره . میگفت پسرم روحیه ش خیلی بالاست . میگفت طاها بهم میگه همه چیز دست خداست اون بخواد من میمونم . 
تو این دوهفته ای که تو این بخش بودم هیچ وقت جرئت نکردم باهاش حرف بزنم . میترسم . از این حجم از ایمان میترسم . میترسم وسط حرفام کم بیارم و برسم به جاهایی که نباید و به جای اینکه من تسلی ش بدم برعکس شه . 
آخه مگه میشه ؟ گاهی دلم میخواد دو تا صندلی رو بزارم رو به روی هم . تو یه اتاق با در و دیوار سفید . بشینم رو صندلی و خدا هم بشینه رو به روی من . اونوقت ازش همه چراهای زندگیمو میپرسم . میپرسم چرا مهدیس تو هیجده سالگی زندگیش تصمیم میگیره دیگه نباشه . چرا یکی تا دویست سالگی زنده هست و یکی دیگه تو بیست و سه سالگی با مرگ دوئل میکنه . چرا دور و برمون پر شده از مرده های متحرک . چرا جیب یه سریا بوی چرک میده ، جیب یه سریا بوی دست . 
انگار خدا ازمون نا امید شده . شدیم مثل بچه ی سر به هوایی که باباش نگرانشه ولی میگه بزار سرش بخوره به سنگ شاید آدم شه . 
کاش بشه . دو تا صندلی . سفید . تنها . من . خدا . 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

#جای_خالی_سکوت

حسرت یعنی یه بچه ی ده دوازده ساله موقع دیدن الکلاسیکو به جای لذت بردن از بازی و بالا و پایین پریدن مات کفشایه بازیکن محبوبش بشه .
غم یعنی صدای ساز فریبرز لاچینی رو بشنوی ، با صدای معین به اوج بری ، شهرداد روحانی رو تو کنسراتای یانی ببینی و در حالی که تک تک سلولای بدنت در حال رقص اند یاد قاب های تلویزیون ایران بیفتی که ساز و عشقو پشت گل و میز استتار میکنن .
بی فرهنگی  یعنی بعد از تمدن دو هزار ساله ایرانی هنوز اندر خم یک کوچه ایم که : لطفا در این مکان زباله نریزید .
بی شعوری یعنی حاضریم ساعت ها در مورد ازدواج دوم اقدس خانم و ماجرایه معافی گرفتن اکبر آقا بشنویم اما یه صفحه کتاب نخونیم .
عقب افتادگی یعنی حضرات آیات که خودشونو نشونه ی خدا میدونن به خودشون اجازه بدن که راجع به همه مسائل کشور نظریه ارائه بدن .
آبرو بر یعنی اونی که نماینده هستو و گوشی داره و گوشیش دوربین جلو و چشماش ... .
درد یعنی جایی زندگی کنی که عاشقشی ولی گاهی آرزو کنی کاش جایه دیگه ای بودی ... .
ادامه دارد ...



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

واقعی باشیم لطفا .


تعریف من از جامعه آزاد جایی است که :


اگر کسی نخواهد همرنگ جماعت شود،


در امنیت کامل باشد. 

"هر کی این جمله رو گفته دمش گرم "

#یاد بگیریم به نظرات هم احترام بزاریم.

#مهربونی تاثیر گذارتر از خشونت و بی منطقیه .

#ادبیات ما ، عکس پروفایلمون و حتی اسمی که در فضای مجازی انتخاب میکنیم نشون دهنده بخشی از شخصیت ماست .

# دوست عزیز ، شما هر چی رو بخوای محدود کنی جلوی یه چیزو نمیتونی بگیری و اون اندیشه است .

# من عقاید خودم رو دارم . شما هم همینطور . من میتونم به عقاید شما گوش بدم . نظراتتونو بشنوم . نقد بشم . و در نهایت بهترین گزینه رو انتخاب کنم .

# زندگی همیشه جشن تولد و خنده و پولداری و بی خیالی نیست ... بعضی واقعیت ها هست ک هر کاریش کنی بازم هستن و بد بختانه تلخ هم هستن . یاد بگیریم واقعیت ها رو قبول کنیم . ایده آل گرا بودن همیشه هم خوب نیست ... 

#حرف آخر : شاعر میفرماد : بی ادب محروم ماند از لطف حق 



 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

بی خیاله دنیا ...


اصلا بیخیاله این گرمی هوا .به من چه که آقوی همساده اجاره نشین است . یا آن دیگری پول ندارد برای دخترش عروسک بخرد . مگر اهمیتی دارد که ریه ها پر شود از خاک ?اصلا زمین بیاید جای آسمان یا آسمان جای زمین . اصلا تابستان یک شبه بشود پاییز . یا که نه . یک اتفاق بزرگتر : دریاها بشوند کویر . کویر بشود جنگل . جنگل بشود کوه . کوه صحرا . صحرا ...

مگر اهمیتی دارد ?

اصلا کل زمین بشود یک کشور یا نه یک شهر شایدهم کوچکتر بشود حیاط کوچک خانه ...مگر اهمیتی دارد ?


ظاهرا اهمیتی ندارد . حداقل برای بعضی ها . بعضی های نان به نرخ روز خور شاید .


ولی بین همین شبه انسان ها همین حیوانات بی دم و سم بعضی های دیگر عجیب انسان اند . بعضی هایی که از نفس آنهاست که هنوز پرنده میخواند و گل میروید و زندگی می دود .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

#روشنفکری

چند سال پیش اون وقتا که هنوز تلگرام و اینستا مد نشده بود اونوقتا که کسی نمیدونست #و@ یعنی چی بابام هر روز سخنرانی های الهی قمشه ای رو که از شبکه چهار پخش میشد گوش میکرد منم به اجبار و ناخودآگاه مجبور بودم گوش بدم چون گزینه ی دیگه ای نداشتم . همون سالا بود که باب راس هم از همون شبکه چهار پخش میشد . شاید ده یازده سالم بود ...شایدم کمتر یا بیشتر . گذشت . و موقعی ک سال های تحصیل در دوره راهمناییمو میگذروندم یادمه یه برنامه میداد از شبکه چهار به اسم : 'دو قدم مانده به صبح ' . مجریاش هم محمد صالح علای عزیز و رشید کاکاوند بودند . یه برنامه تو حال و هوای شعر و آرامش . اون وقتا هم مردم انقدر علاقه مند به شعر و موسیقی و هنر نبودند . شایدم بودن ولی نشون نمیدادن . به هر حال بهتر از الان بود که تو بیو اینستاشون یه جمله هایی مینویسند که آدم شاخ ...که چه عرض کنم دم هم در میاره . طرف یه هلو هاواریو رو به زور میگه اونوقت واسه من بیو انگلیسی زده . آقای x تمام اطلاعاتش از ادبیات همون یه جمله کلیشه ای و صد البته زیبای دکتر شریعتیه که میگه : دوست داشتن از عشق برتر است . و همین یه جمله رو تا میتونه کپی پیست میکنه . بدتر اینکه چار تا کتاب نخونده از این آدم ولی مدافع حقوق شم هست و دایه ی مهربونتر از مادر دکتر شریعتی . آخه زیاده روی تا چه حد .

عباس کیارستمی مرد . ولی واسه یه عده خوب شد . به هر حال تیپ روشنفکری و سینما دوستیو ...آخه خواهر من تو یه دفعه نشستی خانه ی دوست کجاست رو ببینی ؟ اونوقت پست تسلیت کپی میکنی که چه ؟

همین الان هم از آقا و خانم y بپرسی اسم بازیکنای اسپانیا رو بگو از aتا z رو برات میگه ولی بپرس محمد علی بهمنی کیه ؟ بپرس شهرداد روحانی کیه ؟ ببین چی جواب میگیری . 

این قصه سر دراز دارد ....

دم //صد برگی ها گرم ... حداقل یکی تو رسانه فهم هنری و ادبی داره . بدون ادا در آوردن و سر و صدا کردن . 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

هیچ

واقعیت اینه که حرفی برا گفتن ندارم فقط :

1.بعضی آدم ها صبح که از خواب بیدار میشن یه نقاب میزنن و از در خونه میان بیرون . تو تاکسی یه نقاب دیگه .سر کار یه نقاب دیگه و... کلکسیونی از انواع نقاب های مثبت و منفی و مشکل از اونجایی شروع میشه که ناچاری با این جور آدم ها معاشرت کنی .

2. سه تا کتاب جدید رو شروع کردم : "یک عاشقانه ی آرام " از نادر ابراهیمی . "ماه پنهان است "از جان اشتاین بک . و یک کتاب دیگه از موریس مترلینگ که اسمشو دقیق یادم نیس

3. اردیبهشت یعنی آغاز روزهای خوب  ... روزهای بهشتی

4.  آرزوی بهترین ها ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
elahe hosseinzade

در رفتن جان از بدن...

اولین سال زندگیم را با نفس گرم تو گذراندم با آغوش مهربانت با لالایی های مادرانه ات با مهر بی نهایتت و چه روزهای خوبی بود ... سالی که خواستم برای اولین بار با سواد شوم پدرم مرا در مدرسه ی نزدیک خانه تان ثبت نامم کرد گفت :" اینجوری خیال مون راحتتره " و هنوز عکس روز اول مدرسه م روی تاقچه خانه تان ایستاده . یادم است مدرسه ک تمام میشد و زنگ آخر ک میخورد انگار از جهنم خلاص شده بودم ...نه اینکه مدرسه بد باشد نه ...خانه ی شما زیادی خوب بود ....نقطه ی مقابل جهنم : بهشت .

گذشت... تابستان که میشد بیشتر آنجا میامدم ...تو عادت داشتی نماز مغرب و عشا را مسجد بخوانی . گفتی :با من میای مسجد ؟ و دستم را گرفتی و من برای اولین بار نماز جماعت خواندم ...و چقدر کیف کردم ...

بگویم از روزی ک تسبیح ات پر از گره شد و گفتی هر کار میکنم درست نمیشه ...گفتم اگه درستش کنم چی به من میدی ؟گفتی : حالا درستش کن تا بت بگم . درستش کردم و جایزه ی من شد یک بوسه ...

بگویم از شب های یلدا ...که نزدیک است و ...امسال ....  شب های یلدا که میشد سبد پر از میوه را جلو می آوردی و خودت برایمان انار میشکوندی و عجیب ک دستانت انارها را طلسم میکرد و یاقوتی ...که مباد دلمان بشکند...

بگویم از روزی ک جواب کنکور آمد و تو اولین کسی بودی که بی نهایت به وجد آمدی و تبریک گفتی و انگیزه دادی ...

بگویم که اولین بار حس خوب حرم امام رضا را در کنار تو نوشیدم ...

بگذار بگویم برایت :

از این بغض لعنتی بی پایان 

از این دو ماه و اندی ک نیستی و انگار هستی ...

از خودم که ندیدمت....

کاش بودی ...این بار خواستنم بی فایده است ... این بار برگشتی نیست ...ببخش بر من ...



زین پس اولین های زندگیم را بی تو تجربه میکنم ... 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
elahe hosseinzade